اس ام اس های جوک تلگرامی بهمن ۹۵

ی بار ریاضی بیست شدم
خداشاهده بابام هزار تا آزمایشگاه منو برد تا ببینه چی زدم
.
.
.
امروز داشتم وسایلامو تمیز میکردم ، کارت کلاس زبان ۸ سال پیشم رو پیدا کردم ! بعد به بابام گفتم نگاه کن بعد هشت سال هنوز اینو نگه داشتم !
بابام یه نگا بم کرد گفت پس من چی بگم بعد ۲۲ سال هنوز تورو نگه داشتم !!!؟؟؟
هیچی دیگه خودم از کادر خارج شدم …
.
.
.
من از وقتی به دنیا اومدم ، تا الان هنوزم
دمپایی دسشوییمون سایزم نشده…
نمیدونم دقیقا برا چه سنی تولید شده

.
.
.
یه بادمجون با یه هلو ازدواج میکنه
لابد اومدی ببینی بچشون چی درمیاد نه؟!
آخه مگه بادمجون هم ازدواج میکنه؟!
گیرم که بادمجون ازدواج هم بکنه،بنظرت هلو به این قشنگی قبول میکنه زن این سیاه نکبت بشه؟؟
.
.
.
تا حالا دقت کردین ما به بانک اعتماد میکنیم پولامونو میذاریم اونجا
ولی بانک به ما اعتماد نداره
ضامنش بماند…!
حتی خودکار هاشو هم زنجیر کرده!!
.
.
.
ﻣﺮﺩ : ﺧﺎﻧﻢ ﺍﯾﻨﻬﻤﻪ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﺁﺷﭙﺰﯼ ﻭﺍﺳﻪ ﭼﯽ ﻣﯿﺒﯿﻨﯽ!
ﻭﻗﺘﯽ ﻧﻪ ﺩﺳﺖ ﭘﺨﺘﺖ ﺧﻮﺑﻪ، ﻧﻪ ﭼﯿﺰﯼ ﯾﺎﺩ ﻣﯿﮕﯿﺮﯼ!!!
ﺯﻥ : ﻧﯿﺴﺖ ﺣﺎﻻ ﺧﻮﺩﺕ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ همه فوتبال میبینی کنار مسی ﻏﻮﻏﺎ ﻣﯿﮑﻨﯽ!!!
یه طوری قانع شدم چهارگوشه تلویزیون رو بوسیدم و تا الان فوتبال ندیدم
.
.
.
دیشب خواب دیدم یه ماشین تو بانک ملی برنده شدم!
صبح برام پیامک اومده به دلیل دیدن خواب خوش و برنده شدن در بانک ملی مبلغ ۷۵۰۰ ریال از شما کسر میگردد…
.
.
.
ﻋﺪﺍﻟﺖ ﯾﻌﻨﯽ ﭼﯽ ؟
ﻋﺪﺍﻟﺖ ﯾﻌﻨﯽ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﯾﮑﯽ ﻫﻔﺖ ﻣﯿﻠﯿﺎﺭﺩ ﭘﻮﻝ ﺍﺯ ﺑﺎﺑﺎﺵ ﺍﺭﺙ ﻣﯽ ﺑﺮﻩ !
ﯾﮑﯽ ﮐﭽﻠﯽ!
.
.
.
پرتقال خریدم، باهاش یه بطری آب معدنی هم داد.
گفتم صلواتیه؟
گفت نه واسه اینه که از گلوت بره پایین خفه نشی
.
.
.
ولنتاین نزدیکه همه دارن لاو میترکونن
منم از اون نایلون تق تقیا
انقد حال میده
.
.
.
من آزارم به مورچه هم نمیرسه!
البته چرا یکم میرسه!
کوچیک که بودم مورچه ها رو مینداختم تو آب بعد براشون پوست تخمه میریختم تا خودشونو نجات بدن
اما توبه کردم!
.
.
.
ﺗﺎ ﺣﺎﻻ ﺗﻔﻨﮓ ﺭﻭ ﺍﺯ ﺁﺧﺮ ﺑﻪ ﺍﻭﻝ ﺧﻮﻧﺪﯼ ؟ !
ﮔﻨﻔﺖ …
ﻣﻌﻨﯽ ﻧﺪﺍﺩ ﻧﻤﯿﺪﻭﻧﻢ ﭼﻪ ﻣﺮﮔﺸﻪ …
ﮔﻔﺘﻢ ﺷﺎﯾﺪ ﺑﺸﻪ ﺍﺯﺵ ﯾﻪ ﻧﮑﺘﻪ ﺍﺧﻼﻗﯽ ﺩﺭﺁﻭﺭﺩ ﮐﻪ ﻧﺸﺪ .
ﺑﺒﺨﺸﯿﺪ ﻭﻗﺘﺘﻮﻥ ﺭﻭ ﮔﺮﻓﺘﻢ
ﻣﻦ ﺩﯾﮕﻪ ﻋﺮﺿﯽ ﻧﺪﺍﺭﻡ
.
.
.
مورد داشتیم دختره رفته بیمارستان دکتر بهش گفته باید عکس بندازی
دختره گفته: خودم سلفی بگیرم ایراد نداره؟
خبری دقیقی از وضعیت فعلی دکتر در دسترس نیست
.
.
.
ﺍﺯ ﺧﻮﺍﺏ ﭘﺎ ﺷﺪﻡ ﺩﻳﺪﻡ كسى ﺧﻮﻧﻪ ﻧﻴﺴﺖ!
ﺯﻧﮓ ﺯﺩﻡ ﺑﻪ ﺑﺎﺑﺎﻡ ﻣﻴﺒﻴﻨﻢ كلى ﺻﺪﺍى ﺩﺍﺩ ﻭ ﺳﻮﺕ و دست ﻣﻴﺎﺩ !!
ﻣﻴﮕﻢ : ﺑﺎﺑﺎ ! ﻛﺠﺎيين؟؟
ﺑﺎﺑﺎﻡ ﺑﺎ ﺧﻮﺷﺤﺎلى :
ﻣﺎ ﺍﻭﻣﺪﻳﻢ پارک جنگلی!
ﺗﻮ ﻣﮕﻪ ﺑﺎﻫﺎﻣﻮﻥ نيستى؟؟
ینی تو محبت غرق شدم…
الانم دم در نشستم ۹ بشه با آشغالا برم
.
.
.
سه دسته آدم هستن که شدیداً می خوان بقیه رو متقاعد کنن که کار خوبی کردن
یکی اونایی که تازه متاهل شدن
یکی هم اونایی که ماشین چینی خریدن!!!
یکی اونایی که گوشی Huawei گرفتن

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *